<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وارش</title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/</link>
<description>سعي کن در زندگيت مثل زودپز باشي ! يعني در اوج جوش آوردن، سوت بزني</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 24 Aug 2008 06:59:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>كجا مي رويم  ؟</title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-222.aspx</link>
<description>سلام . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ميخواستم بگم  من  اگر توي هيچ  ا*ن*ت*خ*ا*ب*ا*ت*ي شركت  نكردم اين*ن*ت*خ*ا*ب*ا*ت ري*ا*س*ت ج*م*ه*و*ر*ي را سعي ميكنم شركت كنم كه  واقعا كوروش بيدار شو كه ما ر*ي*د*ي *م &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعا من نميدونم  چرا هر چقدر حقوق مي گيري اصلا هيچي توي بساط نداري. تورم از  حد تيم ملي هم  گذشته رفته در سطح المپيك&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;  خرماي دشتستان رو كه من كيلويي ۶۰۰ تومان ميخريديم الان ميخرم كيلويي ۱۶۰۰ تومان به كجا چنين شتابان ؟ هان ؟ كي ببين خورديم به ديوار ضربه مغزي شديم . حالا من كه  زندگي ميكنم رژيم دارم و بايد  خرما مصرف ميكنم  اين موضوع هست موضع ديگه اينكه  اين مرغ بي نفس هر روز، بال در مياره هي ميره بالاتر منظورم قيمتش هست خودش كه انشالله مي مونه ما  گرون بخريم  . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; يادمه عمو جان بنده وقتي بهش گفتم عمو جان چرا به اين مردك ر*ا*ي دادي يه تئوري بسيار زيبايي براي من سر هم كرد  كه من احسن ميگم ما  هفده ميليون  از اين چلمنگ ها داشتيم كه اينطوري شد  گفت دختر جان يااين مياد وضع رو بهتر ميكنه يا خراب ميكنه  از اين دو تا چيزي  هست چيز ديگه نميشه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتم بهترش كه هيچ كدوم  اينكار رو نكردن  بدتر ش ميكنن يعني  چي گفت  يعني كنفو يكون ميكنه ميره پي كارش ... حالا من ميخوام چند وقت ديگه برم بازم از عموم سوال كنم ببينم چي كار كرد بهترش كرد يا بدترش كرد &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعيتش من كه واقعا كم اوردم هنوز حقوق نگرفتم پنجا هزار تومان هم بدهكاري دارم حقوقم به هيچ جام نميرسه ... خدايا  عاقبت ما رو ختم به خير كن &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 06:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=222</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-222.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تعطیل که نیستیم </title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-221.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مطلبی نوشتم جالبه توی یلاگ نشون میده ولی اصلا توی پست های بلاگ  خودم وقتی لاگین میکنم نیست عجیبه  بلاگفا بندری میزنه ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز خیلی خیلی کزت شدم تمام خونه رو تمیز کردم  و در حدی که دیگه از گرسنگی ضعف کردم و تا ساعت چهار بعد ازظهر نهار نخوردم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز خیلی دلم گرفته بود و اصلا راحت نبودم هر چی فیلم نگاه کردم هر چی توی وی نگاه کردم اصلا هیچی به هیجی . اکثرا امروز تعطیل هستن  ولی من اومدم سر کار تهران انگاری خاک مرده ریختن روی سر ملت .خلوت خلوت هست.. یه گردو بنداز تجریش میتوی میدان  راه اهن  تحویل بگیری ترافیک  هیچی اصلا خبری نیست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب من برم که کار همکارم  رو انجام بدم ایشون امرزو درامر شریف خانداری و تمیز کاری برای ماه رمضون  تشریف دارن بنده باید گزراش بدم  دارم  کارش رو انجام میدم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 05:31:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=221</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-221.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام</title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-220.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این  چند روزه  خیلی در گیر کار بودم و اینکه نتونستم  بنویسم جالبه اونهایی که خودشون بی معرفت  هست به دیگران  میگن بی معرفت قربون خدا بشم  عجب دنیایی شده ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کولر خلاصه درست شد و اینکه نیرو جدید اوردیم و داریم کار بهشون یاد میدیم تا شاید از کارهای ما کم بشه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من حرفی برای گفتن ندارم  خیلی هم  بجاش کار دارم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 11 Aug 2008 10:43:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=220</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-220.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كولر نداريم</title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-219.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يه خبر خوش  كه كولر اتاق ما سوخته و تا اطلاع ثانوي  كولر نداريم و اينكه هوا بس ناجوانمردانه گرم است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند وقته شركت ما برق داره و  اصلا برق نرفته و من اينو به فال نيك ميگيرم  البته فقط شنبه ها برق ميره . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادرم حالش بهتر شده . و اينكه من كلي وزنم  كم شده و هشت كيلو گرم كم  كردم  و اصلا باورم نميشه كه من اينقدر كم كنم و  بايد بازم كم كنم اگر هشت كيلو ديگه كم كنم محشر ميشه ولي بعيده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم براي ملودي جون تنگ شده نميدونم چرا پيداش نيست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Aug 2008 11:54:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=219</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-219.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اومدم </title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-218.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من برگشتم تهران ايندفعه بدبخت شدم با اتوبوس رفتم پام درد ميكنه كمرم  درد ميكنه اينقدر بد بود  كه حد نداشت ولي خود رشت جهنم بود از گرما و لب دريا  هم موتور خانه بهشت بود &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 02 Aug 2008 09:10:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=218</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-218.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسافرت </title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من امروزميرم شهر باران خيلي دلم واسه اون فسقلي  جون  آقا محمد تنگ شده برم ببينمش مي چلونمش تا دو ساعت  ديگه بايد  حركت كنم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دعا كنيد واسه دختر داييم كاري كه پيدا كردم جور بشه و بره سر كار .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين دفعه بايد با اتوبوس برم و كه خيلي هم ميدونم گرمم ميشه  بليط هواپيما گير نياوردم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا شنبه بر ميگردم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Jul 2008 12:36:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عنوان  نداره</title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-216.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اخ جون من دعوت شدم  عروسي يكي از دوستان بسيار گلم كه خدايي در انسانيت حد و مرز نداره  حتما ميرم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادرم خدا رو شكر فعلا دكتر بهش دارو داد تا يك ماه و نيم ديگه اگر  سنگش حل بشه ديگه احتياح به  جراحي نداره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; خلاصه به هزار بدبختي دو تا نيرو به ما داره  اضافه ميشه  خدا رو شكر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Jul 2008 13:16:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=216</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-216.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ايستگاه آخر </title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-215.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ايستگاه آخر شد كلامت قطع شد چشم ها در فراغت  زار و گريان به كنار تالار وحدت اومده بودن.  هزار چشم براي آخرين بار به ديدنت امدند و هزار ناي  سرود خداحافظي رو خواندن و تو رو راهي جايي كردن كه ايستگه آخر همه ما هست حالا شايد تو  قطعه هنرمندان  باشي و خانه ابدي تو ميليوني قيمتش باشه و ما بريم يكم پايين تر خونه من يا خونه ما ارزون تر باشه مهم اينه كه تو خودت  گران قيمت بودي و حيف كه رفتي ...نميدونم  امشب خونه جديدت برق داره يا تو هم بدون برق بايد گرما رو سر كني  چند شب توي اون سرما بودي  و امشب با خيال راحت ميخوابي بدون هيچ دستور كارگردان و منشي  صحنه تهيه  كنند و ... زن و بچه بقال و چقال راننده و همه .  خوش بحالت كه  ادمي بودي كه بحق خدا رو خوشحال كردي رفتي و خيلي خوشحال شد كه تو رفتي پيشش  و ازاينكه تورو دنيا اورد به خودش مي باله  اميدوارم ما هم اينطوري باشيم ...  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; امروز خسرو شكيبايي رو به خاك سپردن . من واقعا ناراحت شدم انگاري تمام ايران داغ دار شده . امروز صبح وقتي سوار تاكسي بودم وقتي صداي خسرو شكيبايي از راديو پخش شد راننده تاكسي با ارامي داشت  گريه ميكرد و با دستاش اشك هاش رو پاك  ميكرد . خدا رحمتش كنه يه روز همه ما بايد بريم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين روز ها همه از هر جايي اين كره خاكي كه گرما رو تجربه ميكنند به نوعي ميگن خيلي گرمه و اين خنده دارترين كلمه اي هست كه ميشه توي تابستان  گفت&quot; واي هوا  خيلي گرمه &quot;خوب خاصيت تابستان اين هست. ديشب من واقعا از گرما داشتم منفجر مي شدم و ميگفتم به به چه تابستان شيكي اگر سرد ميشد من بايد تعجب ميكردم ولي ازاين تعجب ميكنم كه چرا اينقدر برق ميره ؟ ما كه روي موج نفت نشستيم . ما كه ادعامون گوش فلگ رو  كر كرده و واقعا هم ادعا نيست واقعيت چرا من بايد از سر كار بيام  و بيام خونه از گرما به حد انفجار برسم . مگه من انسان نيستم ؟ مگه ايراني نيستم ؟ از سال ۱۳۶۰ كه من خودم رو شناختم به قبلش رو كار ندارم  ميگفتن  جنگ هست و مي بايست تحمل كنيم و. تحمل كرديم بمب ريختن روي سرمون  بي برقي به نوني به  آبي به پدري ( چون جنگ تشريف داشتن ) همه  چي رو تحمل كرديم كه بعد از  چند سال از سر كار بيام زير نور شمع بگم به به عجب تابستاني  ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به كجا داريم ميريم ؟ چرا ما بايد كمبود برق داشته باشيم  بخاطر چي ؟  من جواب اين سوال رو تا حدي دوست دارم از زبان مسئولين بشنوم ببينم حدسي كه من زدم و براي پريا گفتم درست هست يا نه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز بايد ام ار سي پي كه از صفراي مادرم  گرفتن رو به دكتر نشون بدم اگر دكتر گفت بايد جراحي بشه اونوقت بايد جراحي بشه و گرنه كه  با دارو رفع ميشه من واقعا از ته دلم اروز ميكنم كه مادرم  زير تيغ جراح ها قرار نگيره &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Jul 2008 10:09:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=215</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-215.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خودش کجاهاست  خدا میدونه </title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-214.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;میرن آدما  ازاونها فقط خاطره هاشون  بجا می مونه . &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;یادمه که اولین باری که با قیافش&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و صداش منو بخودش جذب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کرد سالهای 67 یا 68 بود و من عاشق طرز حرف زدنش و صداش و قیافه اش بودم و یکی از علاقه مندان او بودم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;هیچ وقت دوست ندارم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;خبر فوت کسی رو بشنوم و یا اینکه به کسی خبر فوت بدم .&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;چون هیچ وقت تی وی ایران رو نگاه نمی کنم و همیشه باید از ماهواره&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;حتی یک دقیقه هم شده تی وی شب خیر رو ببینم و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;مخصوصا خود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;حمید آقا را ببینم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و الا روزم شب نمیشه تازه بنده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;خدا اومده با اون کراوات خوش رنگش که با شوق تمام تی وی اونو نگاه میکردم که یکدفعه گفت خسرو شکیبایی فوت کرد . به واقع من خشک شدم و یکی محکم کوبیدم به صورتم و چشام پر اشک شد و انگاری که دنیا روی سرم چرخید&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;گفتم نه مامااااااااااااااااااااان من خیلی دوستش داشتم مادرم با تعجب منو نگاه میکرد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;گفت اخ&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کی بود اسمش یادش نبود وقتی شبکه یک رو&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;دیدم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;عکسش هست ودیگه باورم شد که مرد... آخ چه صدای آسمانی داشت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و همیشه منو&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;هرجا&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;که بود به خودش جذب میکرد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;و من تا حرفاش تمام نمیشد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ازاونجا تکون نمیخوردم ... خیلی حیف شد راستش خیلی بغض کردم و الانم که دارم ینویسم اشکم هی میاد هی میره . یاد خانه سبز که با رامید جوان بازی می کرد افتادم ... خدا رحمتش کنه من اصلا باورم نمیشه اگر تونستم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;میرم مراسمش ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=4&gt;یادش گرامی به خانواده و تمام&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;دوستدارنش تسلیت میگم&lt;/FONT&gt; . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Jul 2008 18:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=214</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-214.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مبارك </title>
<link>http://parchin147.blogfa.com/post-213.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زياد وقت ندارم مطلب بنويسم فقط بگم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادرم  الان كمي بهتر شده كمتر درد داره  اندوسكوپي كرد دكتر براش فهيمد زخم معدههم داره هنوز ام ار سي پي انجام  نداده  فردا انجامميده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;. منم يه خروار كارريخته روي سرم . توي شركت هستم هنوز . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هنوز براي پدرم چيزي نخريدم . بايد كادو بخرم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عيد همه مبارك باشه روز پدر و روز مرد هم به همه مردهاي جهان مبارك  منظورم مردها بود نه نامردها &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تولد حضرت علي آقا  هم مبارك باشه ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 14:36:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin147&amp;postid=213</comments>
<dc:creator>parchin147</dc:creator>
<guid>http://parchin147.blogfa.com/post-213.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
